مـــــــــــــرگ تدریجی من
کجای زندگیتم؟؟
 
 
جمعه 5 مهر 1392 :: نویسنده : علی
عاخه دوست عزیزی که فراری قرمز داری و اخبار ماشینتو نشون داد از همین تریبون میخوام بهت بگم....کوفتت بشه چرا با روح و روان عادم بازی میکنی من با اون سرعت تو خواب میرم death race پام همش گیر میکنه به لحاف



نوع مطلب : خــــــخخ، 
برچسب ها : فراری، لحاف، Death race،
لینک های مرتبط :


جمعه 5 مهر 1392 :: نویسنده : علی
سلام بعد یه مدت نسبتا طولانی اومدم واسه تون پست بذارم. :)

____________________________________


روی سنگ قبرم بنویسید: . . . . . . . . . . . . آرزو داشت به خیلی جاها برسد؛ ولی کصافط همش تو اینترنت بود




نوع مطلب : خــــــخخ، 
برچسب ها : سنگ قبر، آرزو، اینترنت،
لینک های مرتبط :


جمعه 22 شهریور 1392 :: نویسنده : علی


الان تو اخبار میگه ۳۴۰۰۰ نفر تو امریکا خودشون نمیدونن ایدز دارن . . .

 یارو خودش نمیدونه تو از کجا میدونی؟




نوع مطلب : خــــــخخ، 
برچسب ها : ایدز، آمریکا، خبر،
لینک های مرتبط :


جمعه 22 شهریور 1392 :: نویسنده : علی
سلام به همه دوستای عزیز.نیاز به همکار دارم واسه نویسندگی وبلاگ . اگه کسی مایل بود کامنت بدده
_______________________________


فکر کنم دارم بابا می شم … الان چند شبه بیدار می شم کولرو خاموش می کنم!




نوع مطلب : خــــــخخ، 
برچسب ها : نویسندگی، وبلاگ، بابا، کولر،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 17 شهریور 1392 :: نویسنده : علی
یه بچه ای رفته پاسگاه گفت دوچرخمو دزدیدن. پلیس گفت:به کی شک داری؟ گفت بابام پلیس:چرا؟ چون دیشب نصف شبی به مامانم میگفت

بشین روش تا امیر نیومده

خخخخ.کامنت لطفا




نوع مطلب : خــــــخخ، 
برچسب ها : خخخ، دوچرخه، پلیس، بچه،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 17 شهریور 1392 :: نویسنده : علی
بچه محل غیرتی:

کفتر




نوع مطلب : خــــــخخ، 
برچسب ها : کفتر، غیرتی، بچه محل،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 17 شهریور 1392 :: نویسنده : علی
دختره متولد ۸۲ استاتوس زده:

"عشق یا هر..گی؟!!!
از تنها بودنم راضی نیستم اما خوشحالم که با خیلی ها نیستم.... " اونوقت ما تا ۱۰ سالگی برا هلیکوپتر بای بای میکردیم که چراغ بزنه
واسمون




نوع مطلب : خــــــخخ، 
برچسب ها : استاتوس، متولد82، هلیکوپتر، عشق، تنها،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 17 شهریور 1392 :: نویسنده : علی
استاد گفت : چرا سمت راست کلاس اینقدر شلوغه ؟!
 گفتیم چون اینور وایرلس بهتر آنتن میده!
بنده خدا دچار یأس فلسفی شد‍!!!




نوع مطلب : خــــــخخ، 
برچسب ها : استاد، وایرلس،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 17 شهریور 1392 :: نویسنده : علی
خدا نکنه گوشی تو گوشت باشه آهنگ گوش بدی بعد بیسکوییت هم بخوری یه لیوان چای هم باهاش بخوری ! ینی رسمن صدای های پارک ژوراسیک تو مغزت تداعی میشه !!! نه؟



نوع مطلب : خــــــخخ، 
برچسب ها : بیسکوییت، گوشی، پارک ژوراسیک،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 17 شهریور 1392 :: نویسنده : علی
سلام به همه دوستای گلم.خوبین ؟ خوبم. اینم یه عکس قشنگ :

اینترنت





نوع مطلب : خــــــخخ، 
برچسب ها : وقتی اینترنت قطع می شود، اینترنت، قطع، جالب، عکس، باحال، خخخ،
لینک های مرتبط :


جمعه 15 شهریور 1392 :: نویسنده : علی

نظرسنجی یادتون نره.خواهشا شرکت کنین

گربه




نوع مطلب : خــــــخخ، 
برچسب ها : گربه،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 10 شهریور 1392 :: نویسنده : علی
روایت یکی از دوستام:

خواهر و بردارم که از من کوچیکترن دارن تو خونه میزنن تو سر و کله ی هم … بابام به مامانم میگه : اینارو ببین عینه تام و جری از

صبح تا شب فقط دنبال همن ! مامانم هم با دست منو نشون میده میگه : اینم هم عینهو اون سگه که تام و جری ازش حساب میبرن !!




نوع مطلب : خــــــخخ، 
برچسب ها : تام و جری، خواهر، سک، موش، گربه، برادر،
لینک های مرتبط :


شنبه 9 شهریور 1392 :: نویسنده : علی
 سلام به همه
________________________________

 تا حالا دقت کردین وقتی تو زندگیتون یه روزنه ی امید پیدا میشه سریع یه پترس فداکار پیدا میشه که انگشتشو بکنه توش ؟

تا حالا دقت کردین وقتی موبایلتون میوفته زمین سریع برش میدارین ببینین ، چیزیش شده یا نه ولی وقتی رفیقتون می خوره زمین هرهر بهش می خندین
 
تا حالا دقت کردین اونقدر که پراید جون ایرانی هارو گرفت اسکندر مقدونی و چنگیز خان نگرفتن ؟

تا حالا دقت کردین چرا مردم تو تاکسی راجع به سیاست صحبت میکنن؟

تا حالا دقت کردین چرا با موسیقی سنتی نمیشه رقصید؟




نوع مطلب : خــــــخخ، 
برچسب ها : پطروس، فداکار، روزنه،
لینک های مرتبط :


جمعه 8 شهریور 1392 :: نویسنده : علی
زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود .

ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد: مواظب باش ،

مواظب باش ، ...
یه کم بیشتر کره توش بریز ... وای خدای م ن، خیلی زیاد درست کردی ...
حالا برش گردون ... زود باش باید بیشتر کره بریزی ...
وای خدای من از کجا باید کره بیشتر بیاریم ؟؟؟
دارن می‌سوزن مواظب باش ، گفتم مواظب باش !
هیچ وقت موقع غذا پختن به حرفهای من گوش نمی‌کنی ... هیچ وقت !! برشون گردون ! زود باش ! دیوونه شدی؟؟؟؟ عقلتو از دست دادی ؟؟؟ یادت رفته بهشون نمک بزنی ... نمک بزن ... نمک ...

زن به او زل زده و ناگهان گفت : خدای بزرگ چه اتفاقی برات افتاده ؟!
فکر می‌کنی من بلد نیستم یه تخم مرغ ساده درست کنم ؟

شوهر به آرامی گفت: فقط می‌خواستم بدونی وقتی دارم رانندگی می‌کنم، چه بلائی سر من میاری .




نوع مطلب : خــــــخخ، 
برچسب ها : تخم مرغ، زن و شوهر، رانندگی،
لینک های مرتبط :


جمعه 8 شهریور 1392 :: نویسنده : علی
اگه گفتین سرش کوجاس؟ههه

زرافه




نوع مطلب : خــــــخخ، 
برچسب ها : زرافه، سر،
لینک های مرتبط :


جمعه 8 شهریور 1392 :: نویسنده : علی
سلوم.خوبین؟خوبم.اینم یه پست باحال:

امتحان




نوع مطلب : خــــــخخ، 
برچسب ها : امتحان، خرخونی، من، :|،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 7 شهریور 1392 :: نویسنده : علی
کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد متوجه شد که کلاه ها نیست. بالای سرش را نگاه کرد. تعدادی میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند. فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش را خاراند و دید که میمون ها همین کار را کردند. او کلاه را از سرش برداشت و دید که میمون ها هم از او تقلید کردند. به فکرش رسید که کلاه خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار را کرد. میمونها هم کلاهها را بطرف زمین پرت کردند. او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد.

سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد. پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش تعریف کرد و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد چگونه برخورد کند. یک روز که او از همان جنگل گذشت در زیر درختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق افتاد و او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند. او کلاهش را برداشت، میمون ها هم این کار را کردند. نهایتا کلاهش را بر روی زمین انداخت. ولی میمون ها این کار را نکردند. یکی از میمون ها از درخت پایین آمد و کلاه را از روی زمین برداشت و در گوشی محکمی به او زد و گفت : فکر می کنی فقط تو پدر بزرگ داری؟




نوع مطلب : خــــــخخ، 
برچسب ها : کلاه فروش، میمون، پدربزرگ،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 6 شهریور 1392 :: نویسنده : علی


سلام به همه عزیزان.منتظر نظراتونم در مورد وبلاگ.مرسی از همه.

_____________________________________________

یه پسربچه کلاس اولی به معلمش میگه :خانوم معلم من باید برم کلاس سوم معلمش با تعجب میپرسه برای چی ؟اونم میگه :آخه خواهر من کلاس سومه اما من از اون بیشتر میدونم و باهوش ترم . توی زنگ تفریح معلمه به مدیرمدرسه موضوع رو میگه اونم خوشش میاد میگه بچه رو بیار تو دفتر من چند تا تست ازش بگیریم ببینیم چی میگه

معلمه زنگ بعد پسره رو میبره تو دفتر بعد خانوم مدیره شروع میکنه به سوال کردن خوب پسرم بگو ببینم سه سه تا چند تا میشه اونم میگه نه تا دوباره میپرسه نه هشت تا چند تا میشه اونم میگه هفتادو دو تا همینجوری سوال میکنه و پسره همه روجواب میده دیگه کف میکنه به معلمش میگه به نظر من این میتونه بره کلاس سوم. خانوم معلم هم میگه بزار حالا چند تا من سوال کنم :

۱. پسرم اون چیه که گاو چهار تا داره اما من دو تا دارم؟

مدیره ابروهاشو بالا میندازه که پسره جواب میده :  پا

۲. اون چیه که تو توی شلوارت داری اما من تو شلوارم ندارم

مدیره دهنش از تعجب باز میشه که پسره جواب میده : جیب

۳. اون چه کاریه که مردها ایستاده انجام میدن اما زن ها نشسته و سگ ها روی سه پا

تا مدیر بیاد حرف بزنه پسره جواب میده : دست دادن

بگو ببینم اون چیه که وفتی میره تو سفت و قرمزه اما وقتی میاد بیرون شل و چسبناک

مدیره با دهان باز از جاش بلند میشه که بگه این چه سوالیه که پسره میگه:  آدامس بادکنکی

دیگه مدیره طاقت نمیاره میگه بسه دیگه این بچه رو بفرستید بره دانشگاه من که خودم همه سوالهای شمارو غلط جواب دادم





نوع مطلب : خــــــخخ، 
برچسب ها : کلاس اول، مدیر، معلم، باهوش،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 5 شهریور 1392 :: نویسنده : علی

ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﯿﮕﻢ ﯾﻪ ﮐﺎﺭﺕ ﺷﺎﺭﮊ ﺑﺨﺮ ﻭﺍﺳﻢ


ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﯾﻬﻮ ﺁﻧﺘﻦ ﮔﻮﺷﯿﺶ ﺭﻓﺖ


ﻣﻦ ﻫﯽ ﻣﯿﮕﻔﺘﻢ ﺍﻟﻮﻭ ﺍﻟﻮﻭ… ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﯿﮕﻔﺖ:


ﻫﯽ ﺍﻟﻮﻭ ﺍﻟﻮﻭ ﻧﮑﻦ ﺍﺻﻼ ﺻﺪﺍﺕ ﻧﻤﯿﺎﺩ !






نوع مطلب : خــــــخخ، 
برچسب ها : خخخ، شارژ، بابا، انتن،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 5 شهریور 1392 :: نویسنده : علی
قیافه من وقتی تا ساعت 4 تو اینترنتم:




نوع مطلب : خــــــخخ، 
برچسب ها : اینترنت، قیافه، خوابم نمیاد،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 5 شهریور 1392 :: نویسنده : علی
تفاوت رو با ما حس کنین.ههه  

کنکور




نوع مطلب : خــــــخخ، 
برچسب ها : کنکور، دختران و پسران، تفاوت، کنکوری ها،
لینک های مرتبط :


شنبه 2 شهریور 1392 :: نویسنده : علی
میگن تو مصر یه بازی هس که هر کی بیشتر انقلاب کنه برنده س.
عاغا ما از این بازیا نمیخوایم.کلی کشته بدیم که چی؟مبارک بشه مرسی.مرسی بشه از برو بچ چ خبر؟
ما به همین اتل متل توتوله خودمون راضیم والا.




نوع مطلب : خــــــخخ، 
برچسب ها : مصر،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 28 مرداد 1392 :: نویسنده : علی
نمونه بارز دوستان من.وقتی نت سرعت نداره.
تایپ




نوع مطلب : خــــــخخ، 
برچسب ها : تایپ، خون، دوستام،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 28 مرداد 1392 :: نویسنده : علی
سلام به همه دوستان.خوبین خوبم.نامردا یه نظری حرفی سنخی نگاه معنا داری چیزی بذارین دیه.منم دلم خوش شه خو.گناه دارم.هه

______________

پسر داییم با یه دختری دوست شد چند وقت پیش شوخی شوخی رابطشون جدی شد..... دختره دیوونش شده ، جوری که با تیغ رو دستش نوشته رامتین :| الان یه هفتست بزرگ های فامیل جلسه میگیرن که چطور به دختره بگن بت دروغ گفته ، این اسمش رامتین نیست مسعوده 




نوع مطلب : خــــــخخ، 
برچسب ها : دوس دخدر، پسردایی، gf،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 28 مرداد 1392 :: نویسنده : علی
وقتی گیس و گیس کشی می شود . . .

گیس کشی




نوع مطلب : خــــــخخ، 
برچسب ها : گیس کشی،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ


روند کار وبلاگ عوض شد... از شادی و جوک به غم و مرگ.
آره
نبود یه نفر زندگیو هلاک میکنــــــه


مدیر وبلاگ : علی
نویسندگان
نظرسنجی
کدوم نوع مطلبو دوس دارین؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic